ستایشستایش، تا این لحظه: 18 سال و 5 ماه و 22 روز سن داره

بچه ها بیاین بازی

قصه سیندرلا به زبان ستایش

1390/7/28 22:14
444 بازدید
اشتراک گذاری

یکی بود نبود یه دختره بود اسمش سیندرلا بود کوچولو بود مامانش مرد باباش علوسی کرد بعد باباش مرد سیندرلا گریه کرد سیندرلا  تهنا موند واسه اجی هاش غذا برد لباساشونو میشست خیلی تهنا بود بعد رفت به قصر شاه و با پسر شاه علوسی کرد وخیلی خوشحال شد .تموم شد.لبخند قصه ما به سر رسید سیندرلا علوس شد.مژه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان امیرناز
28 مهر 90 22:48
سلام عزیز خدا حفظش کنه این نازگل دخترتو ایشالا مثل سیندرلای قصه اش همیشه شاد و خوشبخت باشه
آله صفولااااا
29 مهر 90 23:28
فداااااااااااااای اون صدای قشنگت که قصه بگی ولی دمت گرم کشش نمیدی خاله